منبع: مجله الكترونيكي «آرمان‌شهر» شماره 9 و 10 پاييز1389


قانون انتخابات با شرايط محيطي كشور ما سازگار نيست.

مصاحبه با نجيب فهيم

استاد حقوق و علوم سياسي دانشگاه كابل

جواد دروازيان

آيا شما خود‌تان در انتخابات اشتراك نموده‌ايدي يا خير؟

- طبيعي است كه من به‌عنوان يك معلم و كسي كه مردم را به حقوق شان دعوت مي‌كنيم خودمان هم بايد از نخستين كساني باشيم كه از حق خود استفاده كنيم.

- مشاركت شهروندان چگونه بود، آيا گاهانه و فعالانه مردم به سوي انتخابات رفتند يا برعكس؟

- در اين شكي نيست كه دومين انتخابات پارلماني در كشور ما يك فرصت خوبي بود براي مشق و تمرين دموكراسي و هم شهروندان بايد از حقوق شهروندي خود استفاده كنند، هم سياست را عملاٌ تمرين كنند. ميزان مشاركت مردم بسيار پايان بود، متاسفانه تصور عمومي اين بود كه راي ما در تعيين سرنوشت ما تاثير ندارد. با انتباه منفي كه از انتخابات دور قبلي داشتند؛ از طرف ديگر ترس و تشويش‌هاي امنيتي وجود داشت، امنيت پايدار نبود. در مناطق مختلف ميزان مشاركت متفاوت بود. اكثراً بر اين باور هستند كه ميزان مشاركت مردم هيچ گاهي بالا تر از سي در صد نبوده است.

- نواقصي در قانون انتخابات و در روند انتخابات وجود دارد يا خير؟

- ما به جاي اين كه به‌تجربه‌ي كشور خود توجه كنيم بيشتر كوشش مي‌كنيم كه از ديگران تقليد كنيم و همه چيز را كاپي كنيم. قانون انتخابات هم متاسفانه از هر كشوري كه اقتباس شده باشد با شرايط محيطي كشور ما چندان سازگار نيست. از جهت ديگر نهادهايی كه در قانون پيش بيني شده‌اند به‌شكل درست آن نمي‌توانند عمل كنند. به‌عنوان مثال كميسيون شكايت‌هاي انتخاباتي كه پيش بيني شده، توانايي‌هايی را در آن نمي‌بينيم كه در وقت بسيار محدودي كه پيش بيني شده به چهار هزار مورد ادعاي تخطي و تخلف به شكل درست آن رسيدگي كند و تصميم گيري به موقع و به جا داشته باشد. گذشته از اين كه در مورد تركيب آن نيز ملاحظاتي وجود دارد؛ تصور اين است كه اكثراً اين تركيب كميسيون را به يك كميسيون دولتي مبدل مي‌كند تا به يك كميسيون مستقل و آزاد مورد توجه و طرف اعتماد مردم.

مشكل ديگر اين است كه كميسيون انتخابات هم با توجه به اين كه ميراث دار يك مقدار اتهام هاي بسيار جدي از زمان رياست جمهوري بود انتظار برده مي شد كه براي انتخابات پارلماني آمادگي خوب داشته باشد، و براي جلب اعتماد مردم بايد تغيير‌هاي اساسي در كار كميسيون وارد مي‌شد. متاسفانه عملاً ديديم به جز چند مهره­ا‌ي كه در راس آن‌ها رييس كميسيون و.. عوض شدند تغييرات بسيار بنيادي كه انتظار برده مي‌شد، در كميسيون وارد نشد و رييس كميسيون هم با وجودي كه شخصيت كار آمد است، اما نبايد تكيه مان بر تلاش‌هاي فردي باشد.

 ما وقتي كه از يك نهاد صحبت مي‌كنيم، از يك سازمان صحبت مي‌كنيم، رييس در سازمان يك فرد است؛ با وجودي كه نقش موثر مي‌تواند داشته باشد اما اگر سازمان نا‌كار آمد باشد، نهاد نا كار آمد باشد، نهادي باشد كه چند دوره تقلب، تخطي و تخلف را تجربه كرده باشد و به‌خاطر هر‌تجربه‌ي منفي‌اش سرزنش و مواخذه نشده باشد، طبعاً آن‌ها تلاش مي‌كنند كه رييس را هم در راه خطا بكشانند. در جريان انتخابات ديديم كه موارد زيادي گزارش داده شده كه كارمندان كميسيون انتخابات نه تنها مرتكب تخلف های بسيار جدي در روند كاري خود شدند؛ بلكه در تباني با بعضي نامزد‌ها حتا تقلب‌هايی را انجام داده‌اند كه متاسفانه در بعضي موارد سازمان يافته بود. گزارش ثبت بيشتر از چهار هزار مورد تخلف در كميسيون سمع شكايت‌ها گواه اين است. همچنان هفته‌ي گذشته رييس كميسيون انتخابات وقتي كه كنفرانس مطبوعاتي داشت، گفت:«آراي بيشتر از 420 مركز باطل شده است به دليل تخلف‌هاي جدي كه صورت گرفته است.»

در حدود 56 در صد اين از نوع تخلف‌هاي رديف الف است كه هرگاه ثابت شود، مي‌تواند نتايج انتخابات را زير تاثير قرار دهد.

اين خود نشان مي‌دهد كه انتخابات به شكل درست آن مديريت نشده است. متاسفانه من اميدوار نيستم كه نتيجه‌ي آن دل‌خواه براي اين كشور باشد.

من كميسيون شكايت‌هاي انتخاباتي را واجد صلاحيت نمي‌دانم براي اين كه به تقلب‌ها به شكل درست آن رسيدگي و سره را از نا سره جدا كند.

- با توجه به اين كه شمار نفوس افغانستان تا هنوز نا مشخص است اين وضعيت چه قدر انتخابات مي‌تواند مشروعيت داشته باشد؟

يكي از پرسش‌هاي اساسي كه در برابر تمام انتخابات افغانستان قرار دارد همين است. وقتي كه ما از نفوس خود سرشماري نداشته باشيم، نفوس كشور را درست ثبت و راجستر نكرده باشيم، هويت شان تثبيت نباشد، تسلط و كنترل بالاي مرزهاي خود نداشته باشيم، يك جمعيت سيال داشته باشيم چگونه انتخابات مي‌تواند مشروع باشد؟

متاسفانه تمام مرزهاي ما باز است. شما تصور كنيد كه حدود 2هزار كيلو متر مرزي كه در شرق و جنوب افغانستان داريم، اكثراً مرزها باز هستند، به همين شكل مرزهاي غربي كشور هم {با وجود اين كه تثبيت است} نقاطي است كه تسلط كافي نداريم. به خصوص رفت و آمد تعداد زيادي از مهاجرين، رفت آمد ميليوني مهاجرين بين افغانستان و كشور همسايه‌ي ما پاكستان نشان دهنده‌ي همين مشكل است.

تنها ما در مرز‌هاي شمالي يك مقدار تسلط داريم، بقيه‌ي مرزها متاسفانه باز هستند، رفت و آمد در آن به سادگي امكان پذير است.

در آستانه‌ي بر گزاري انتخابات خبري از تقلب چند ميليون كارت راي دهي به نشر رسيد و بعضي منابع رسمي هم آن را تاييد كردند. اين خودش مؤید همين است. وقتي كه هويت اتباع كشور به صورت درست تثبيت نباشد، كنترل بالاي رفت و آمد شان وجود نداشته باشد، مرزها تثبيت نباشند، سرشماري به شكل درست آن صورت نگرفته باشد، اين طبعاً سلامت انتخابات را زير تاثير قرار مي‌دهد.

- در دوره‌ قبلي يك تعداد از وكيل‌ها شكايت از غير حزبي پارلمان و نبود احزاب سياسي نيرومند در داخل پارلمان داشتند. در اين انتخابات ما عملاً شاهد بوديم كه تمام احزاب سياسي منحل شدند و يك سلسله قيد و بند‌هايی بر احزاب تحميل شده بود كه گذشتن از آن در مدت كم كار دشوار بود. اين مساله در تضعيف نظام سياسي، و در نهادينه نشدن روند چه تاثيري مي‌تواند داشته باشد؟

- بسيار تاثير دارد. ما به پارلمان گذشته اگر نگاه كنيم ديده مي‌شود كه آرا به شدت پراكنده بود، متفرق بود، هر كس به شكل فردي تلاش مي‌كرد كه تا حدي بتواند توجه همه را جلب كند و نظريات شخصي خود را به كرسي بنشاند. آراي پراكنده، نظريات سازمان نيافته خود به خود تصميم گيري‌ها را مشكل مي‌سازد و از موثريت كار پارلمان كاسته مي‌شود. همين تجربه‌ي منفي متاسفانه در اين دوره هم به شكل ديگري تكرار شد. پارلماني‌كه در آينده هم داشته باشيم تصور نمي‌كنم كه از پارلمان گذشته بهتر باشد.

 يك خلاء بسيارجدي وجود دارد؛ جامعه‌ي بين المللي نسبت به اين موضوع كم توجهي كرد و در طي سال‌ها گذشته كه ميليارد‌هاي دالر سرمايه گذاري كرد، اما هيچ وقت اين‌ها تلاش نكردند كه احزاب سياسي را به يك شكلي بايد مورد توجه قرار دهند، تشويق كنند و حمايت كنند كه چند حزب سياسي قدرتمند در افغانستان شكل بگيرند و فعال شوند.

- يك تعداد نهادهاي خارجي در سال‌هاي اول اعلام كردند كه احزاب سياسي را كمك مي‌كنند و براي ترويج احزاب سياسي تبليغ كردند. در نتيجه 120 حزب ثبت و راجستر شد. آيا نخواستند يا نتوانستند كه دو يا سه حزب نيرومند از ميان اين همه حزب ايجاد كنند؟ چرا اين كار را نكردند؟

- جامعه‌ي بين المللي مثل بسيار موارد ديگر در اين مورد هم گرفتار يك سر در گمي است. من فكر مي‌كنم كه آن‌ها تصور داشتند كه اگر احزاب سياسي را بيشتر حمايت کنند و فعال بسازند، باقي مانده‌هايی كه از احزاب جهادي به جا مانده اين‌ها بيشتر مي‌توانند رشد كنند و زمينه‌ي فعاليت بيشتر دارند. از ترس اين كه اين احزاب دو باره احيا نشوند روي اين‌ها سرمايه گذاري نكردند، جانشين مناسب ديگر هم نداشتند. آن‌ها گرفتار چنين بازي شدند در نتيجه باعث بحراني شد كه امروز ما شاهد آن هستيم.

- در دهه‌هاي قبل هم ما شاهد اين بوديم كه 7 حزب سياسي را اين‌ها همزمان كمك مي‌كردند، آيا آن زمان هم دچار سردر گمي بودند؟

- در گذشته‌ها ميدان دار سياست افغانستان متاسفانه پاكستان بود، پاكستان علايق و خواسته‌هاي خود را داشت و هم چنان ايران. ايران روي احزاب تشيع بيشترين سرمايه گذاري كرد و منافع خود را در وجود تعدد احزا ب مي‌ديد و پاكستان هم منافع خود را بيشتر در وجود تفرقه و تعدد احزاب مي‌ديد و روي احزاب اهل تسنن سرمايه گذاري كرد و تا به آخر هم هيچ‌گاه اين‌ها نخواستند كه اين تعدد و تكثر به وحدت تبديل شود و چند جريان قوي و نيرومند شكل گيرد. متاسفانه اين تجربه‌هاي منفي آن دوره‌ها به شكل ديگري در اين دوره هم به وجود آمد.

- 25 درصد از 249 كرسي‌ پارلمان به زنان تعلق دارد؛ 400 تن از زنان ثبت نام كردند كه از هر 7 زن يكي وارد مجلس مي‌شود. و از 2100مرد ثبت نام کردند که از هر 11 مرد یک نفر به پارلمان مي‌رود. گفته مي‌شد كه در بعضي موارد قدرت مندان سابق بيشتر بالاي زنان سرمايه گذاري داشتند تا از رای آن‌ها در پارلمان استفاده کنند. با توجه به اين مساله نقش زنان در انتخابات چه قدر مي‌تواند در مشاركت سياسي زنان تاثير داشته باشد؟

- سهميه بندي كرسي‌هاي زنان در پارلمان كه به عنوان يك نوع تبعيض مثبت نام برده مي‌شود تا جايی قابل توجيه است اما تا جايي نيست. اگر خواستند كه محروميت‌هاي سال‌هاي گذشته را جبران كنند، حد‌اقل براي يك دوره‌ي موقت بايد اين تبعيض پيش بيني مي‌شد. وقتي كه در اين نه سال بيشترين سرمايه گذاري‌ها صورت گرفت، فضاي سياسي باز شد، فرصت‌ها مساعد ساخته شد، بايد اين سهميه بندي كنار گذاشته شود و زن‌ها بتوانند با در نظر داشت توانايي‌هايی كه پيدا كردند خودشان از حقوق خود استفاده كنند، در كمپاين انتخاباتي آزادانه شركت كنند و ما اميدواريم كه سهميه‌ي بيشتر از اين را در اختيار داشته باشند ـ ما نبايد محدود بسازيم به 25 در صد ـ اما با تلاش خود نه با حمايت‌هاي سياسي؛ در نهايت وقتي كه اين حمايت‌هاي سياسي باشد، مي‌تواند در جهت منافع خود حمايت كنندگان باشد و زن‌ها ابزار بازي سياسي شوند .

- نيروهاي بين المللي نسبت به دور قبلي هم در اين دوره كم تر توجه داشتند. دليل اين مساله چه مي تواند باشد؟ آيا نتوانستند يا نخواستند؟

- به هر ترتيبي كه بود توجيه ناپذير است به خاطر اين كه تضمين سلامت يك انتخابات نظارت درست است، نظارت دوره‌هاي گذشته يك نظارت نا كافي بود، يك نظارت جدي نبود. به‌عنوان مثال در انتخابات رياست جمهوري وقتي كه ناظران اتحاديه‌ي اروپا آمدند، بسيار دير وارد ميدان شدند. تعداد آن‌ها بسيار محدود بود. ساختار‌هاي نظارتي آن‌ها نتوانست تمام مراكز انتخاباتي را در سراسر افغانستان زير پوشش قرار دهد.

 نه تنها اين كار در گذشته‌ها نشد؛ حتا بنيادهاي نظارتي داخلي هم به شكل درست آن تقويت نشدند. نقش نظارتي اين‌ها كم رنگ بود و متاسفانه در اين دوره با حمايت‌هاي محدودي كه صورت گرفت، نقش نظارتي كم رنگ شد و از كانديداها هم با وجودي كه در قانون پيش بيني شده است كه اين‌ها حق نظارت را دارند و اعتبار نامه مي‌توانند براي ناظران خود دريافت كنند، اما اين يك تكليف اضافه‌ است كه قانون بالاي نامزد‌ها گذاشته است. و اين خودش مي‌تواند نامزد‌ها را به مشكل مواجه  سازد.

يك نفر صلاحيت نامزد شدن را دارد، از اعتبار خوب و شهرت عالي برخوردار است، نفوذ مردمي هم دارد اما پول كافي ندارد. براي حفاظت آرايی كه به نامش ريخته مي‌شود ـ در شهر كابل حدود بيشتر از 500 مركز انتخاباتي وجود دارد ـ او نمي‌تواند بيشتر از 500 ناظر را توظيف كند، حد اقل توانايي تهيه‌ي نان چاشت شان را ندارد. پس اين خود سبب مي‌شود كه بي‌علاقه‌گي به نتيجه‌ي انتخابات به‌وجود بيايد. نظارت ضعيف متاسفانه زمينه را براي تقلب‌هاي گسترده فراهم ساخته است.

همان‌طوري كه به تدريج علاقمندي براي حمايت از مشكل افغانستان در مقياس جهاني كم شده مي‌رود. طبعاً اين بي‌علاقگي روي نتيجه‌ي انتخابات هم تاثير دارد.

 اين يك انتقاد جدي است كه بالاي سازمان‌هاي بين المللي و كشورهاي كمك كننده وارد است. و هيچ توجيهي نداريم كه اين‌ها چرا نتوانستند از انتخابات نظارت كنند.

گفته‌ مي‌ شود ‌افغانستان 30 ميليون نفوس دارد. از ميان30 ميليون 12 ميليون واجد شرايط دارد و از اين جمع 3 ميليون  راي اشتراك مي كند  و از اين سه ميليون بخش بزرگ آن باطل اعلام مي شود. چه قدر پارلمان مشروع خواهد بود؟

- متاسفانه بايد بگويم كه حمايت بين المللي است كه روند‌هاي سياسي را در كشور ما مشروعيت مي‌بخشد. و فرداي برگزاري انتخابات بعضي مراجع خوش بيني خود را نشان داده‌اند و گفته‌اند كه انتخابات برگزار شد، جرأت مردم را تحسين كردند، از كار كميسيون انتخابات تقدير به شكلي به عمل آمد و كميسيون انتخابات هم در آن روز اعلان كرد كه بيشتر از 40 در صد ميزان مشاركت مردم را پيش بيني كرد، اگر جامعه‌ي بين المللي از نتيجه‌ي نهايي انتخابات حمايت خود را اعلام كند حد‌اقل يك عنصر مشروعيت که همان حمايت بين المللي است تامين مي‌شود اما عنصر دوم آن كه راي مردم است و اعتماد و مشاركت مردم است جداً زير سوال است.

- درس‌هاي انتخابات براي دوره‌هاي بعدي چيست؟

- متاسفانه ما از تجربه‌هاي سياسي گذشته‌ي خود خوب درس نگرفتيم. اميدواريم كه اگر از اين انتخابات به عنوان يك تجربه‌ي سياسي خود درس بگيريم، همين است كه ما بايد باز نگري كنيم. همه ميكانيسم‌هاي برگزاري انتخابات و قانون انتخابات و بالاخره ضعف‌هايی كه فعلاً وجود دارد، ناتواني در مديريت انتخابات، كم بودن ظرفيت در كميسيون و... اين مشكلات بايد حل شود و اصلاح شود. مساله‌ي ديگر اين است كه متاسفانه فضايی كه به ميان آمده، حتا تبليغات انتخاباتي و تعدد بي‌شمار نامزد‌ها، يك مشكل بسيار جدي است.  حتماً شما هم شنيده‌ايد كه نامزدهايی هستند كه چند ميليون دالر در انتخابات پارلماني به مصرف رساندند و حد‌اقل آمار‌ها نشان مي‌دهد كه هيچ نامزدي كم‌تر از 50 هزار دالر مصرف نكرده  است. اين موضوع هم مي‌تواند مشروعيت انتخابات را زير سوال قرار دهد. كساني كه اگر به‌عنوان نماينده هم در پارلمان آينده‌ي افغانستان راه پيدا كنند، يك تعداد اين‌ها كساني هستند كه آراي مردم را خريده‌اند، با پول خريده‌اند. نامزد‌هايی هستند كه با 5000 افغاني هر كارت را خريده‌اند كه اين خود به خود مشكل بسيار جدي است كه سلامت انتخابات را هم زير سوال مي‌برد. يك مشكل جدي است كه بعد از اين بايد عقلاي قوم دور هم بنشينند و يك راه حلي را براي اين مشكل دريافت كنند. اگر وضعيت به‌همين گونه دوام پيدا كند، در گذشته از تفنگ سالار‌ها گفته مي‌شد در آينده زر سالار‌ها هستند، مافياهاي ثروت هستند كه راي مردم را مي‌خرند و پارلمان افغانستان را به عنوان يك مظهر تجلي راي مردم در يك نظام دموكراتيك غصب خواهند كرد. اين مايه‌ي نگراني است كه بايد مورد توجه قرار گيرد.

- شما گفتيد كه قانون انتخابات نواقص دارد. سه موردي كه ناقص است و بايد در آن باز نگري صورت بگيرد و چالش‌هاي جدي هستند چه است؟

- تبليغات انتخاباتي افسار گسيخته، همين كه اين‌ها هيچ پيش بيني نشده، اگر پيش بيني شده ميكانيسم‌هاي نظارتي آن، ميكانيسم‌هاي اجرايي آن در قانون درست پيش بيني نشده است. مثلاً منابع تمويل نامزد‌ها بايد مشخص شود، در تمام نظام‌هاي دموكراتيك دنيا رسم همين است كه يك نامزد منابع تمويل فعاليت‌هاي سياسي خود را بايد مشخص سازد. حزب سياسي بايد منبع تمويل فعاليت‌هايش را مشخص سازد؛ اين يك مشكل جدي است كه در قانون بايد مورد توجه قرار گيرد.

مساله‌ي ديگر از لحاظ تخنيكي وقتي كه وارد ماجرا مي‌شويم مي‌بينيم فاصله بين اعلان نتايج ابتدايی و اعلان نهايي نتايج يك فاصله‌ي دو ماهه وجود دارد. بايد راهي سنجيده شود كه فاصله كوتاه شود، در هيچ نظام انتخاباتي دنيا رسم بر اين نيست كه مردم دو ماه انتظار نتايج انتخابات را بكشند و يا سه ماه انتظار بكشند. اين خود يك مشكل بسيار جدي است كه وجود دارد.

در مورد نقش احزاب در قانون انتخابات بايد باز نگري صورت گيرد. براي احزاب نقش در قانون انتخابات پيش بيني شود، حد‌اقل اين خود يك انگيزه مي‌شود براي اين كه مردم در فكر تاسيس احزاب شوند و از احزاب حمايت كنند تا زمينه براي بر گزاري حد‌اقل انتخابات حزبي و يك نظام دو گانه رواج پيدا كند.

تشكر جناب استاد

از شما هم تشكر